عبدالله مستوفى
162
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
مينوشتند و حرفى از بده بستان و بخصوص صدى شانزده حق الارض ايران در كار نبود . در ايام ماقبل آخر هم كه كميسر با مرض اعصاب ، در تهران پاى كرسى يا در تختخواب خوابيده بود . بطوريكه اگر سياستمداران ايران كاهى ميخواستند در نزد انگليسها افادهء مرامى در كار نفت بكنند ، همان اظهار خوشوقتى از اينكه « به حمد اللّه وجود نفت در اين ناحيه محرز شده ، و اميدواريم در آينده شركت تلاقى ضررهاى خود را بيرون بياورد . » بود . دولت حقگذار انگليس هم اين بىخبرى را مفت خود دانسته ، هيچ آب به آن كوزه نميكرد كه بايد به مالك اصلى هم چيزى داد . حتى اسم شركت نفت جنوب ايران را هم : « شركت نفت انگليس » ( بريتيش پترل ) گذاشته ، و ب پ را براى شعار آن اتخاذ كرده بود « 1 » ولى سروصداى ترقى روزافزون نفت جنوب ايران چيزى نبود كه بيش از اينها در پردهء اختفا بماند . امريكائىها كه خودشان هم نفت دارند ، از راه ذىنفعى حاصل از رقابت ، و ساير ملل از راه خبرنگارى ، بقدرى در موضوع نفت ايران مقالات و اخبار نوشتند و آنقدر شور كردند كه خان هم فهميد و آقاى وثوق الدوله زمامدار ايران هم باهميت مطلب پى برد و گاهگاه برسم على الحساب ، چند هزار ليرهاى حواله بشركت نفت صادر ميكرد ، و شركت يعنى دولت انگليس هم براى اينكه روغنى بچرخ ايران نرسد ، تا ميتوانست در پرداخت وجه حواله مشكل ميتراشيد . تا آرميتاژ اسميت به سمت مستشار كل ماليه بايران آمد . وثوق الدوله موضوع را با مستشار ماليه ميان گذاشت . براى تصفيه حساب سابق ، يكى
--> ( 1 ) - اگر خوانندهء عزيز در نظر داشته باشد ، در دورهء استقلال مرحوم رضا شاه پهلوى چندى در روزنامهء ايران اعلاناتى راجع به بنزين پارس با علامت ب . پ منتشر و از مضمون اعلان همچو مفهوم ميشد كه مثلا شركت نفت جنوب ايران حاجت دارد كه مردم ايران بدانند كه بنزين پارس كه علامت ب . پ دارد و در جايگاههاى بنزين فروشى موجود است از بهترين بنزينهاست ! من حيرت ميكردم كه با وجود نداشتن رقيب اين همه اعلان در روزنامه آن هم از طرف يك شركت انگليسى تجارت پيشه كه از صرف يك ريال پول بىفايده احتراز مىكند ، آن هم به اين زيادى براى چيست . و بعدها كشف شد كه اين اسمگزارى شركت نفت جنوب به شركت نفت انگليس بريتيش پترل و اتخاذ ب . پ براى شعار اين شركت بر رضا شاه وطنپرست خيلى گران آمده و كاركنان شركت را مورد تعرض قرار داده و آنها « بنزين پارس » را پيدا كرده و آن را جانشين بريتيش پترل كردهاند كه از تعرض مرحوم پهلوى نجات يابند و اين اعلانات زياد آن هم در مدت چند سال كه هرچندى يكى دو سه ماه تجديد ميشد براى استرضاى خاطر او بوده است . حتى شنيدم ايرانيى كه اين هوش را بخرج داده و بنزين پارس را بجاى بريتيش پترل پيدا كرده است انعام شايانى از شركت دريافت داشته است و تا آنمرحوم استقلال داشت اين اعلانات در روزنامه با علامت ب . پ اكثر منتشر ميشد ، تا وقايع شهريور اتفاق افتاد و اين اعلانات هم با استقلال مرحوم پهلوى از بين رفت . در اين اعلانات يك چيز ديگر هم قابل دقت و آن استعمال جملهء بنزين گسارى است كه براى خوشآمد مرحوم پهلوى ميخواستند در اعلانات خود فارسى سره بنويسند ، بنزين گسارى را اختراع كرده و در اعلانات خود به كار ميبردند . البته خوانندهء عزيز توجه دارد كه گساريدن فقط در شراب خوردن استعمال شده ، حتى در آب خوردن هم آب گساريدن استعمال نمىكنند تا چه رسد به بنزين ريختن در اتومبيل .